ضحی عشق مامان و باباضحی عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

ضحی نازی

شیطنت بعد از شروع خزیدن

روزای اولی که نازگلی شروع به خزیدن کردی: یه روز گم شدی اومدم تو اتاق دنبالت دیدم دوتا پات از پشت پرده بیرونن . خزیدن همانا و شروع شدن شیطت ها هم همانا................................................. اینم یکی از شیطنتات اومدی توی اشپزخونه:   اینجام که رفتی زیر میز:       اینم لب تاپ بابا و تلفن:         فکر نکنین دختر من میخواد انار بخوره نه میخاد باهاشون بازی کنه:     توی گهواره هم که ...:       ...
27 بهمن 1391

تولد یک سالگی ریحانه جون

هشتم آبان تولد یک سالگی ریحانه جون بو که ضحی جون 6 ماهه بود. ریحان گلی تولدت مبارک .   ایشالله صد ساله شی نه صدو بیست ساله شی   صدوبیست سال کمه همیشه زنده باشی.      اینم هدیه ضحی گل به ریحان گل     ...
27 بهمن 1391

آبشار راین

سلام گلکم یه روز همراه باباجون اینا و دایی جون و خانمش رفتیم آیشار راین خیلی خوش گذشت هوا خیلی سرد بود چادر زدیم و تو از ظهر که رسیدیم  تا غروب که برگشتیم خوابیدی. مامان فدای خوابیدنات بشه.         ...
27 بهمن 1391

9ماه انتظار

ماه رمضان سال 1390. روزه بودم رفتم برای آزمایش خون. عصر با بابا و مامان جون رفتیم نتیجه رو گرفتیم مثبت بود خیلی خوشحال شدیم مامان جون بتول رفت برام کلی هله هوله خرید.باورم نمیشد.وارد دنیای جدیدی شده بودم باید خوددمو آماده می کردم روزهای باشکوهی رو گذروندم. دختر گلم وقتی تورو حامله داشتم 3بار قران رو ختم کردم مرتب زیارت عاشورارو می خوندم و گوش می کردم دعای عهد و سوره ها و آداب مخصوص هر ماه رو بجا آوردم. مرتب سوره یاسین و واقعه و آیت الکرسی و صلوات و چهار قل و سوره هایی رو که حفظ داشتم می خوندم. به امید اینکه دختر با خدا و مؤمن و ... خدا نصیبم کنه و در آینده شرمنده خدا و اهل بیت نباشم.ان شاالله. وقتی دکتر مصطفایی بهم گفت نی نیم دختره خ...
25 بهمن 1391

حرکات ضحی ناز

ضحی جونی دو ماه و 15 روزه بودی که شروع کردی به غلت زدن و اگه کمکت می کردیم یک متری می خزیدی.                                        5ماهه که شدی رسما خودت به تنهایی خزیدی اولین بار هم توی خونه باباجون بودیم.           توی 5 که بودی قشنگ دست می دادی. 6 ماهه که شدی چاردست و پا رفتن رو شروع کردی.                     ...
25 بهمن 1391

گیره مو

اولین باری که موهای دخترمو گیره زدم خیلی ذوق کردم دلم میخواست بخورمش. 3ماهه بود.       ...
25 بهمن 1391

پا کوچلو

مامان فدای پاهای کوچلوی دختر نازش. دو ماهه بودی تو ماشین داشتیم میرفتیم خونمون یه هو دیدم دخترم پاشو گرفته... ببین:       ...
25 بهمن 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ضحی نازی می باشد